صعود به قله دماوند از چهار جبهه اصلی
صعود به قله دماوند از 4 جبهه اصلی تبر ماه 92 به مناسبت روز ملی دماوند
صعود به ترتیب از :
1-صعود از جبهه جنوبی و فرود به جبهه غربی
2-صعود از جبهه غربی و فرود به جبهه شمال شرقی
3-صعود از جبهه شمال شرقی و فرود به جبهه شمالی
4-صعود از جبهه شمالی و فرود به جبهه جنوبی
نفرات شرکت کننده که منتخبی از شهرهای مختلف بودند عبارت بودند از:
1-محمد صدقی از تبریز 2- بابک دکتر زاده اهل مرند که ساکن کرج میباشند 3-فیروز رسولی از مرند 4- احمد حقیقی وند از اردبیل 5- ناصر صابری از کرج
بنابه پیشنهاد دوستان مبنی بر صعود از 4 جبهه دماوند و دعوت و جمع شدن دوستان کنار هم , ابتدا دوتا یش برنامه برای آمادگی انجام دادیم که اولی پیمایش خطالراس میشو -گوی زنگی-علی علمدار بود که در تاریخ های 19 و 20 اردیبهشت92 انجام شد و برنامه با سرعت بالا بود که محک خوبی برای قدرت بدنی افراد بود و بعد از آن برنامه پیمایش خطالراس قله های کهار-ناز- و قله خون کهار در استان البرز بود که در تاریخ های 23 و 24 خرداد با موفقیت انجام شد , البته قرار بود در ادامه از طریق قله عظیمیه به کرج برسیم که بعلت طولانی بودن مسیر و شرکت کردن افراد در انتخابات ریاست جمهوری ادامه مسیر داده نشد و در ساعت 9 شب از روستا سوار ماشین شدیم و به کرج برگشتیم. و نیز برای آماده سازی افراد برای برنامه افراد به مدت 20 روز روزی 1 ساعت دومیدانی در برنامه تمرینی خود داشتند.
ابتدا در تاریخ 13 تیر 92 برای هم هوائی یک شب در قله توچال خوابیدیم تا از نظر ارتفاع آمادگی کافی برای صعود دماوند داشته باشیم , و در تاریخ 16 تیر 4 صبح از کرج به سمت پلور حرکت کردیم و بعد از صرف صبحانه در پلور در ساعت 10/10 از گوسفند سرا جبهه جنوبی رو شروع کردیم و باطر اینکه افراد عرق نکنند و آب بدنشون رو از دست ندند بسیار آهسته حرکت میکردیم, نهار را وسط راه در ارتفاع 3675 متری در محل رودخانه دوم خوردیم و در ساعت 15/15 دقیقه به بارگاه سوم رسیدیم و بعلت شلوغی پناهگاه, در محوطه کناری چادر زدیم و بعد از 2-3 ساعت استراحت برای هم هوائی تا ارتفاع 4471 متری بالا رفتیم و مدتی را آنجا بودیم و بعد برگشتیم و بعد از شام استراحت کردیم و روز دوشنبه 92/4/17 ساعت 4/5 بیدار شدیم و ابتدا آذوقه هارو تقسیم کردیم و کوله هارو چیدیم و بعد صبحانه خوردیم و ساعت 6/5 راه افتادیم در حالیکه کوله هامون بسیار سنگین بود و آذوقه 3 روز رو همراه داشتیم ( حدودا 13 کیلو بود) با حرکت آرام به سبمت قله هر 1 ساعت بصورت منظم 10 دقیقه استراحت میکردیم و از مواد قندی که همراه داشتیم استفاده میکردیم,و در ساعت 13/45 به قله رسیدیم و بعلت گوگرد زیاد و وزش باد به سمت قله مجبور شدیم بعد از گرفتن عکس سریعا قله رو به سمت جبهه غربی ترک کنیم,در مسیر فرود بعلت گوگرد زدگی بجز من بقیه افراد حالشون مساعد نبود و سرگیجه شدید داشتند که نتونستیم بموقع نهار بخوریم و بعداز کمی استراحت در مسیر در ساعت 18/30 به پناهگاه سیمرغ رسیدیم و بعد از کمی استراحت نهار خوردیم و دوباره استراحت داشتیم , پناهگاه سیمرغ در ارتفاع 4200 متری یک ساختمان دوطبقه هست و سیستم برق از انرژی خورشیدی میگیره و اتوماتیک روشن خاموش میشه و بسار خوب و جالب طراحی شده و فقط نمیدونم چرا باوجود 2 رودخانه نزدیک چرا آبرسانی به محوطه پناهگاه نداشتند و مجبور بودیم از فاصله دور آب تهیه کنیم, در ساعت 1 بیدار شدیم و شام خوردیم و دوباره خوابیدیم و در ساعت 6 صبح روز سه شنبه بیدار شدیم و بعد از صرف صبحانه در ساعت 7/15 صعود از جبهه غربی رو آغاز کردیم,نفرات حالشون بهتر شده بود و سرحال بودند و مسیر سنگلاخی بود و آفتاب در این مسیر ساعت 9 به چشم میخوره و هوا نسبت به جبهه جنوبی 2 درجه سردتر بود, بعد از چند نوبت استراحت 10 دقیقه ای در ساعت 13/00 به قله رسیدیم و 15 دقیقه آنجا توقف داشتیم و بعد از مسیر شمال شرقی از کنار دره یخار از روی یال فرود آمدیم که مسیر پر برف با شیب تند بود ولی با کم کردن ارتفاع مسیر هم خیلی راحت شد دره و یخچال یخار فوقالعاده زیبا بود و مناظر بسیر شگفتی داشت , در ساعت 17/00 به پناهگاه تخت فریدون رسیدیم و بعد از گرفتن عکس یادکاری من مه سرماخوردگی داشتم و قرص خوردم و خوابیدم و 21/30 شام خوردیم و روز چهرشنبه 92/4/19 صبح ساعت 3 بیدار شدیم و قصد داشتیم که امروز 2 جبهه رو یکروزه صعود کنیم و قرار شد که بعد از رسیدن به پناهگاه 5000 در این مورد تصمیم بگیریم, ولذا سریع به سمت قله حرکت کردیم و در ساعت 8/5 به قله رسیدیم و بعد از 10 دقیقه استراحت از سمت شمالی به سمت پناهگاه5000 راه افتادیم, در این مسیر در ابتدا باید خیلی دقت کرد که مسیر رو اشتباه نری و نیر به یخچال نیوفتی و لذا یک تکه سنگ بزرگ راهنما هستش که بعد از اون باید روی یال بری پائین تا مسیر مشخص بشه,مسیر در ابتدا برفی بود ولی بعد از 1 ساعت برف تموم شد و مسیر هم کاملا نمایان بود , در اواسط مسیر به صخره ای رسیدیم که روش کارگاه بسته بودند و به کمک آن میشد به راحتی از آن گذشت,در ساعت 12/00 به پناهگاه رسیدیم ] پناهگاه کفش پر یخ بود و برف زیادی تلنبار شده بود و پنجره اش نیز شکسته بود و منو احمد سریع پنجره رو جا انداختیم و با طناب بستیم و بجای شیشه گونی انداختیم تا باد و سرما داخل نیاد, بع غیر از ما گروه دیگری هم به پناهگاه آمدند و مجبور شدیم کیپ کیپ بخوابیم تا برای آنها هم جا شود,و بعد از 2-3 ساعت استراحت ساعت 3/5من اعلام آمادگی کردم که میتونم قله رو صعود کنم تا رکورد 4 جبهه در 3 روز رو داشته باشیم ولی دوستان همراهی نکردند و لذا شب رو در پناهگاه خوابیدیم . بازم از رودخونه آبرسانی نشده بود که مجبور شدم ظرف آب همه رو جمع کنم و رفتم برای همه آب آوردم, بعد از شام از دوستان گروه دومی که در پناهگاه بودند قرص های سرماخوردگی تهیه کردم و با مصرف آنها حالم بسیار بهتر شد,روز پنجشنبه 92/4/20 که روز تولدم بود ساعت 5 صبح بیدار شدیم و 6/5 حرکت کردیم و بعد از عبور از صخره کارگاهی ترجیح دادیم که از مسیر برفی و یخچالی صعود داشته باشیم که همگی گرانپون کردیم و مستقیم از دره بالا کشیدیم که صحنه های بسار جالبی هم بوجود آمد و واقعا از صعود لذت بردم و حدودا در ساعت 12/30 به قله رسیدیم و عکسهای جالبی گرفتیم و من گزارش برنامه رو بصورت فیلمبرداری شده در قله ارائه دادم 1 ساعت بالای قله توقف داشتیم و مسیر فرود رو از جبهه جنوبی ادامه دادیم و خیلی زود به پناهگاه بارگاه سوم رسیدیم و آنجا بعد از کمی استراحت و خوردن عدسی و صحبت با دوستانی که از خوی تشریف آورده بودند, سریع ادامه مسیر دادم و من برای خودم کورس گذاشم و مسیر پناهگاه تا گوسفند سرا رو در مدت 1/20 دقیقه سرعتی اومدم و در گوسفند سرا کنار دوستان خربزه خوردیم و به آبگرم رینه رفتیم و برنامه تمام شد و بدبن صورت به آرزوی جند سال اخیر رسیدم و با عنایت خدا تونستم در یک برنامه فشرده 4 جبهه دماوند رو صعود داشته باشم .
هرگز آرزویی به تو داده نشده مگر توانائی به حقیقت درآوردن آن هم داده شده باشد.