سلام

درست یک ماهه که آپ نکردم و از محیط وب دور بودم , البته هراز چنگاهی میومدم و سرک میکشیدم ولی اصلا فرصت نوشتاری نداشتم وبقدری گرم برنامه های متنوع بودم که حیفم میومد وقت خودم رو پشت کامپیوتر از دست بدم و دوست داشتم از تمام فرصت های تابستان و موهبتهای آن بهره مند شوم, در این یک ماه جاهای زیادی رفتم,یعنی اصلا تو خونه ننشستم و از تمام روزهای آن استفاده کردم که در نظر دارم بترتیب براتون بنویسم. اما اتفاقات مختلفی هم تو این یک ماه افتاد که از جمله رفتن 3 نفر از کوهنوردان تبریز به گاشربروم 1و2 (8065و8035متر) ویک تیم به قله خانتانگری و یک تیم از تبریز به لنین بود و همچنین حادثه گاشربروم یک برای لیلا اسفندیاری که منجر به سقوط 800 متری وی شد و جامعه کوهنوردی کشور رو داغدار کرد ونیز از دست دادن فاطمه عزیز که داغ دیگری بود که همانند ساجده کشمیری همه را شوکه کرد و دست آخر هم خبر بازگشت عظیم قیچی ساز که هفتمین قله بالای 8000 را صعود کرد و رکورد مرحوم اوراز را که 6 قله بالای 8000 را در دست داشت شکست و مردم تبریز استقبال گرمی رو از وی بعمل آوردند که گزارش مفصل آن را فردا ارائه خواهم کرد.در این میان اطلاع پیدا کردیم ایرج معانی که برای گاشربروم 1 رفته بود در عین آمادگی برای صعود به قله بدلیل آسیب دیدگی یکی از دوستانش , از کمپ 3 با غیرت و گذشتی که داشته دوست مریض خود را جهت برگشت به پائین همراهی میکند و از صعود به قله باز میماند که جا دارد از ایشان بخاطر این روحیه ایثار قدردانی بعمل آید و او نشان داد که قله اصلی, همان قله انسانیت است که فتح آن بسیار سخت تر از اورست میباشد.

و اما در این یک ماه من ابتدا به اتفاق تنی چند از دوستان به قله دماوند رفتم و بعد از 3 روز تلاش در آن بلافاصله برگشتم و به استانبول رفتم و یک سفر کاملا تفریحی رو با خانواده داشتم و بعد  از آن سری به زنجان و کوههای آن زدم و آخر هفته با دوستان کرج طی یک برنامه متنوع به جنگل پیمائی رفتم و 2 روز بسیار عالی و رویائی رو پشت سر گذاشتم و بعد سری به بندر شرفخانه زدم و یک روز درآن مشغول شنا بودم که جای دوستان خالی خیلی خوش گذشت و وسط هفته جاری به ارومیه رفتم و دریای زیبای آن را از نزدیک نظاره گر بودم و این هفته نیز امید بخدا قرار است به غار علیصدر همدان بریم, که گزارش های آنها را بصورت مختصر خدمتتان ارائه خواهم کرد.

لیلا که به هزینه خود و بدون حمایت فدراسیون و بدون مجوز صعودهای برون مرزی به این برنامه رفته بود,در یک هوای خیلی بد ,بعد از صعود به قله گاشربروم1 و موفقیت در آن ,شروع به پائین آمدن از قله میکند و حدودا 70 متر پائین تر از قله عظیم و عباس و دیگر بچه هارو میبینه که میخوان برن بالا و دوباره به همراه آنها به قله برمیگرده تا از همدیگه فیلم برداری و عکاسی کنن و برای دومین بار قله رو فتح میکنه ولی در راه برگشت متاسفانه از دیواره یخچال تا 800 متر پائین سقوط میکنه و در دم جاودانه میشه,طبق وصیت خودش ,گفته بود که در هر برنامه ای کشته شد در همانجا خاکش کنند ولی گویا عده ای بدنبال انتقال جسد وی به ایران هستند.مرگ لیلا جامعه کوهنوردی ایران را داغدار کرد و همه را تحت تاثیر قرار داد ولی در مراسم تعذیت وی در تهران دیدیم که لیلا در دل همه کوهنوردان جا دارد و همگان چه عاشقانه در غم او میگریستند, روحش شاد و راهش پررهرو باد.

                    

هنوز از شوک داغ لیلا در نیومده بودیم که خبر به کما رفتن فاطمه رو شنیدیم , مونده بودیم که چیکار کنیم و چرا این اتفاقات پشت سرهم می افتاد ولی شوک لیلا بقدری بود که کمتر به داغ فاطمه رسیدیم , با شنیدن فوت فاطمه بی اختیار به یاد ساجده افتادیم که هر دو چه غریبانه رفتند. روحشان شاد و یادشان گرامی.

خبر بازگشت قهرمانانه عظیم قیچی ساز و عباس رنجبری و رکورد شکنی هفتمین قله بالای 8000 عظیم و فتح 4 قله بالی 8000 در عرض 4ماه بقدری خوشحالمون کرد که ناخودآگاه هرکسی بایک دوربین دردست به فرودگاه آمده بود تا استقبال گرمی از وی داشته باشند.